375
امید یعنی همین که ایمان داشته باشی آدم برفی ها تا بهار آب می شوند .
374
بستند ميستانم و مستان همه رستند
گشت عالم همه شور و همه فتنه
نوشم به خرابات و غم عمر ندارم
اي چشم و لب و دهان تو سران فتنه
373
آن اوایل می گفتم ” کاش پیشم بودی ” . حالا طوری چرخیده که می گویم ” کاش پیشت بودم ” .
آدم گاه خودش فراموشش می شود .
372
هی ، تویی که داری گوش می کنی
تو همان مسافر کوچه باغ های خاطره ام نیستی ؟
370
باید رهگذر کوچه باغ خاطره ام باشی
تا بشنوی صدای شکستن نگاهم را
لا به لای برگ های خشک سپیدار پاییزی
-زیر پاهایت-